به وبلاگ ستارگان موسيقي ايران خوش آمديد

 

برای دیدن مطالب قبلی به آرشیو وبلاگ مراجعه فرمائید) کلیه ی ترانه ها و نوشته ها به نام صاحبان اثر ثبت شده اند و هرگونه برداشت اعم از موسیقایی و غیره بدون کسب مجوز از شاعر یا نویسنده پیگرد قانونی دارد) (آقای بهرام دهقانيار)-(آقای مهران خليلی)-(خانم فروه مخصوص) - ::: ستارگان موسیقی ایران :::

شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥

(آقای بهرام دهقانيار)-(آقای مهران خليلی)-(خانم فروه مخصوص)
 
 
 
 
 

سلام به همگی دوستان. مطلبی که در زير ميخوانيد تقريبآ يک سال از نوشتنش ميگذره که به دليل مشکلات کاری نتونستم ويرايشش کنم. عذرخواهی ميکنم که يکسال از نوشتن اين مطلب ميگذره و من بعد از يکسال اين مطلب رو براتون پست کردم. اميدوارم سال خوبی داشته باشيد و سال ۱۳۸۵ رو هم بهتون تبريک ميگم و اميدوارم موسيقی ايران زمين روز به روز به پيشرفت خودش ادامه بده.

 Intro سايت قطعه ای است بنام Final Wall که اثر استاد دهقانيار ميباشد

گفتگوئی دوستانه با (آقای بهرام دهقانيار)-(آقای مهران خليلی)-(خانم فروه مخصوص) :: دوشنبه، 12 اردىبهشت 1384، ساعت 20:40 

با سلام خدمت شما دوستان عزيز. خيلی دير شده که بخوام سال نو و فرا رسيدن بهاری ديگر رو بهتون تبريک بگم ؛ اما چون در سال جديد مطلب جديدی ننوشته بودم؛ لازم ميدونم سال نو رو خدمت همگی تبريک بگم و آرزو ميکنم سال جديد سال پر برکت و پر بار همراه با موفقييتهای زياد برای شما و همچنين موسيقی ايران باشه. انشاا...

در اين مطلب قصد دارم که شما عزيزان را با ۳ تن از توانمندترين کسانی که در موسيقی ايران فعالييت دارند و هر کدام در حيطه کاری خود جزو بهترين ها هستند آشنا کنم. با اين سه عزيز گپی دوستانه زدم و از مطالب جالب؛ زيبا و مفيدی بهره بردم که دعوت ميکنم شما دوستان هم اين مطالب رو بخونيد و استفاده ی لازم رو ببريد. سعی کرديم که اين گفتگوها به شکل يک مصاحبه عادی نشه و با حال و هوايی تازه و دوستانه تر نوشته بشه؛ که اميدوارم اين امر صورت گرفته باشه و شما لذت ببريد.

در همين جا لازم ميدونم که از اين سه عزيز که وقتتشان را در اختيار من قرار دادند و در بيان هر چه بهتر اين گفتگو مرا ياری کردند صميمانه تشکر کنم.

 

۱. استاد بهرام دهقانيار - موسيقيدان و سازنده موسيقی فيلم

۲.آقای مهران خليلی - آهنگساز و تنظيم کننده

۳. خانم فروه مخصوص - ترانه سرا

 ۴.بنيامين بهادری - خواننده-آهنگساز-ترانه سرا

 

..................

 

 بيوگرافی

بهرام دهقانيار - متولد ۱۳۴۴ تهران

از سن ۷ سالگی شروع به آموزش پيانو تحت نظر اساتيدی چون: خانم ميرزاجانيان-خانم صفائيه-آقای دودانگه نمودم. دروس تئوری را نزد پرفسور مهران روحانی و رديف نوازی موسيقی را نزد مرحوم اسماعيل ديبا (از شاگردان مرحوم مرتضی خان محجوبی) آموختم. در سال ۱۳۶۸ به آلمان سفر کردم و تا سال ۱۳۷۳ در کلاسهای کنسرواتوار شهر فرانکفورت تحصيلات موسيقی را در رشته های پيانو و آهنگسازی ادامه دادم.

شروع کار و علاقه ی کاری

از کودکی بيشتر عشق به ساختن و توليد موسيقی داشتم تا نوازندگی. اصل کار موسيقيائی من به ۳ سبک اصلی خلاصه ميشود. دوران کودکی: کلاسيک - بعد از انقلاب: موسيقی های ايرانی - دوران تحصيل در خارج از کشور: سبک جز.  اولين کار حرفه ای من در آهنگسازی برای سريال در سال ۱۳۶۵ برای سريال خونه مادر بزرگه؛ ساخته ی خانم مرضيه برومند بود و اولين کار سينمائی در همان سال برای فيلم ارثيه به کارگردانی آقای کاظم بلوچی بود.

موسيقی قوی و ماندگار

من اعتقاد دارم که يک موسيقی شنيدنی؛ موسيقی است که از تکنيک؛ نبوغ و ظرافت خاصی برخوردار باشد. ملودی را هر کسی ميتواند بنوازد. اما آهنگساز موفق آن است که سواد موسيقی داشته باشد. اصول علمی ساز شناسی را بلد باشد.تنظيم ارکستراسيون را بداند و در کل مجهز به سلاح دانش موسيقی باشد. مشکل برخی از موزيسيين های ما اين است که از يک قالب و بيشتر روی يک سبک خاص پا فشاری ميکنند و برای اينکه در کارشان به موفقييت برسند بايد نبوغ داشته. ۱۰ تا ۱۵ سال قبل؛ تنظيم برای يک ملودی با استفاده از سازهای مشخصي(ارکستراسيون) استفاده ميشد. ولی در حال حاضر آهنگسازی و تنظيم فرق کرده است.

آهنگسازی و تنظيم مدرن دنيا

آهنگسازی بايد به روز باشد و با موسيقی دنيا پيش برود. آهنگسازی امروزه در دنيا به چند عامل بستگی دارد. ۱.Sampler(نمونه ای از صداهای ارکستر) ۲.Tongenerator(ابزارهای مولد صوت و تغيير دهنده ی صدا) ۳. صدای خواننده و نرم افزارهای تغيير دهنده ی صدا

آهنگسازان موفق عرصه ی موسيقی

آهنگسازان موفق؛ امروزه از کارهای آماده شده ی از قبل استفاده نميکنند. بلکه از تغيير دهنده ها و برنامه های موجود استفاده ميکنند تا به رنگ و بوی جديدی از صدا برسند. با توجه به پيشرفتی که سمپل و الکترونيک و کامپيوتر کرده است؛ اگر ۲ سال قبل يک ملودی و تنظيم را خلق کرده باشم؛ در حال حاظر با توجه به پيشرفت اين ابزار؛ ميتوان موسيقی قوی تر و تاثير گذارتری از قبل ساخت.

موسيقی بشر از گذشته تا کنون

موسيقی بشر از ۵۰ سال پيش تا کنون رو به پيشرفت است و موسيقی گذشته با حال  از همه لحاظ حتی چيزهايی که قبلآ مصرف نداشته؛ هم اکنون مصرف دارند و انتظار ميرود که با ارتباطاتی که در حال حاظر با هم فکر شدن از طريق اينترنت و ماهواره وجود دارد ميتوان شاهد شنيدن موسيقی هايی زيباتر و جديدتر باشيم. در موسيقی بايد رقابت سالمی وجود داشته باشد و تمام کسانی که در اين عرصه هستند سعی کنند بهترين های خود را ارائه دهند.

س: آيا تا کنون آلبوم شخصی از موسيقی هايی که خلق نموديد روانه ی  بازار کرديد؟

ج: هنوز بعد از ۳۲ سال کار موسيقی ميخواهم به آن سطح از کار موسيقی برسم و کاری را ارائه دهم که تاثير خاصی روی مخاطب گذارد و سعی ميکنم که کارهايم شبيه به کارهای ديگران و سبک آهنگسازان ديگر نباشد.

س: الگوی شما در موسيقی کيست؟

ج: من در موزيک الگوی خاصی ندارم ولی در زمينه موزيک برای پيانو به کارهای راخمانينوف علاقه دارم.

 

 

سخنی با علاقه مندان موسيقی

برای کسانی که ميخواهند موسيقی را در سطوح عالی و تحصيلات دانشگاهی در خارج از کشور ادامه دهند و در اين امر موفق باشند بايد به چند نکته توجه کنند. اولين نکته ياد گرفتن زبان کشوری که در آنجا ميخواهند به تحصيل بپردازند. اصول و مبانی موسيقی را به طور کامل در ايران ياد بگيرند. به اين دليل که اگر به اين نکته توجه نکنند در خارج از کشور وقتی از لحاظ علمی و فنی؛ موسيقی خود را با ديگران محک بزنند؛ ميبينند که آنها خيلی جلوتر هستند و از لحاظ مبانی موسيقی عقب هستند.

تئوری موسيقی و هارمونی را تا مبحث مودلاسيون فرا گيرند و سعی کنند موسيقی را در کشورهای اروپائی نظير: ايتاليا؛آلمان؛فرانسه و اتريش فرا گيرند تا کشورهايی نظير آمريکا و کانادا. چون کشورهای اروپائی از نظر بخش موسيقی معتبرتر و قوی تر هستند.

 

آثار موسيقی آقای دهقانيار

آثار سينمايی

ارثيه- ابراهيم- آن سوی آينه- عشق شيشه ای- شبهای پر ستاره- جهنم سبز- شاخ گاو- لژيون- شاهرگ- تارهای نامرئی- دربدرها- رازها- و .....

همچنين نوازندگی پيانو در فيلم دوئل

سريال تلويزيونی

خونه مادربزرگه ؛ همسران ؛ خانه سبز ؛ کمربندها را ببنديم ؛ اين خانه دور است ؛ گروه نجات ؛ قصه ها و مسل ها ؛ زيزيگولو و قصه های تا به تا ؛ هتل ؛ تهران ۱۱ ؛ رسم شيدايی ؛ کهنه سوار و .....

آخرين اثر شبهای برره

موسيقی پاپ

با خوانندگی نظير آقايان : مانی رهنما ؛ حامی ؛ هومن جاويد ؛ علی تفرشی ؛ حسين زمان و ...

آخرين اثر ايشان با نام عروس شاپرک که با اشعار و صدای خانم سحر منصور که در کشور آلمان تهيه شده است.

...................

 

بيوگرافی

مهران خليلی متولد سال ۱۳۵۲ - تهران

دارای مدرک ليسانس در شاخه ی اصلاح نباتات. تحصيلات آکادميک را در موسيقی نگذراندم و بصورت تجربی موسيقی را فرا گرفتم. از سال ۱۳۶۸ شروع به آموختن ساز گيتار به صورت تئوری و عملی نزد برادر خود آقای کامران خليلی نمودم. بعدها تئوری موسيقی؛ سلفژ و هارمونی را نزد آقای وارطان ساهاکيان آموختم. در سال ۱۳۷۷ نزد آقای ابولحسن ميرولی (صبا) فوق ليسانس موسيقی از دانشگاه بريکلی؛ که در زمان خود از بهترين گيتاريستهای سبک جز بودند؛ شروع به فراگيری سبکهای بلوز و جز نمودم. در همان زمان کار حرفه ای موسيقی را با کار در اجراهای زنده و ضبط های استوديوئی آغاز و اولين کار گروهی خود را در سال ۱۳۷۸ در تالار انديشه تهران در کنسرت پژوهشی راک با گروه پرديس شروع کردم.

موسيقی حرفه ای و قوی از ديدگاه شما

رشته ی هنر و کلآ  هر شاخه ای که مربوط به اين رشته ميشود؛ اول حس و ذوق هنری فرد و بعد تحصيلات لازمه را در آن رشته طلب ميکند؛ و هر چقدر سواد و آگاهی لازم شخص بالاتر باشد؛ کيفييت و توانائی فرد بالاتر ميرود و کاری که ارائه داده ميشود از لحاظ تکنيکی و فنی به مراتب بالاتر است. مثال در رشته ی مجسمه سازی به ندرت ديده ميشود که شخصی از حس و استداد ذاتی خود بهره ببرد و در اين زمينه تحصيلاتی نداشته باشد و در کارش موفق بوده؛ تا شخصی که تحصيلات آکادميک را در اين رشته دارا باشد.

در موسيقی هم چنين است؛ آهنگسازی موفق است که باری از تجربه و علم و سواد موسيقی را داشته باشد. به طوری که اگر قطعه ای را ساخت و نوازنده ای آن را خواست اجرا کند بتواند از روی نت مخصوص آن ساز آن ملودی را اجرا کرده و بصورت عملی و گفته ی آهنگساز مثلآ بصورت اجرای با دهان از سوی آهنگساز نباشد.

کنسرت مانی رهنما

علاقه ی کاری و سبکهای کاری

سبکهای اصلی کارم Jazz , Blues ,Funk و Rock است. اما با وجود فضای موجود در موسيقی کشور بيشتر کار پاپ انجام ميدهم. چون آن موسيقی که خودم دوست دارم را با اين جو موجود بايد برای دل خودم نواخته. اما سعی ميکنم در کار پاپ کاری که انجام ميدهم درست و به نحو احسند ساخته و خلق کنم. برای مثال فرم و فضای کاری من رو ميتونيد در موسيقی ترانه ی ((ترانه خون)) با صدای مانی رهنما مشاهده کنيد. سعی کردم تا در کارهايم از رنگ و بوی سبکهای جز و راک استفاده کرده. البته بايد ملودی و تنظيم با هم چفت باشد.

 

موسيقی راک در ايران

موسيقی راک داخل کشور هنوز به دليل پاره ای از مشکلات که وجود دارد به صورت جدی به آن ارزش و بها داده نميشود و کسانی که در اين سبک کار ميکنند با مشکلات زيادی روبرو هستند. البته کسی که ميخواهد کار راک و آلترناتيو انجام دهد بايد به چند نکته توجه کند.

بايد به روز باشد و با موسيقی روز راک دنيا خود را آپديت کند. شعر کارش در فضای راک؛ موسيقی که مينوازد بايد راک باشد و فرم موسيقی راک را داشته باشد. اگر در شعرهايش از عشق هم ميخواهد سخن بگويد بايد فضای شعرش راک گونه باشد. برای مثال گروههايی که در اين سبک موفق بودند ميتوان از گروه های باراد و ميرا نام برد که اگر فضا و بهای بيشتری به آنها داده شود ميتوانند کارهای موفق تری انجام دهند.

متاسفانه در دانشکده های موسيقی ما بها و ارزش برای سبکهای ديگر موسيقی قائل نيستند و جايگاه خود را در دانشکده های موسيقی ما ندارند. فضای موسيقی اگر آزادتر باشد و اگر راه را باز گذاشته و راهنمائيهای درست انجام شود؛ استعدادهای زيادی در موسيقی ما پنهان مانده است. اگر فضا و بها به گروههای زيرزمينی که هم اکنون در موسيقی متال؛ جز؛ راک و تلفيقی فعالييت ميکنند داده شود ميتوانند جزو برترينهای دنيا باشند. مثال گروه Axiom of Choice را ميتوان نام برد که در خارج از کشور مشغول به کار هستند و از توانائيهای بالايی برخوردار هستند.

سخنی با علاقمندان به موسيقی

شخصی که می خواهد موسيقی را به صورت جدی دنبال کند و در اين زمينه به فعالييت بپردازد بايد به چند نکته توجه کند و اول از همه راه را درست برود.

اولآ موزيک؛ خوب گوش کند تا از پشتوانه ی موسيقی از نظر شنيداری برخوردار باشد

سبکی را که دوست دارد درست شروع کند و حتمآ اگر می خواهد وارد عرصه ی موسيقی شود تحصيلات آکادميک را فرا گيرد. خوشبختانه در حال حاضر نسبت به گذشته فضا و امکانات بهتری در اختيار جوانان برای فراگيری موسيقی است و ميتوانند به خوبی از اين فضا استفاده ی لازم را ببرند.

آثار و فعالييتها

تدريس گيتار از سال ۱۳۷۷

برای خوانندگانی نظير آقايان مانی رهنما ؛ امير کريمی ؛ شهريار کهن زاد ؛ خشايار اعتمادی و... ملودی ساخته و تنظيم کرده و با آهنگسازانی همچون آقايان بهرام دهقانيار ؛ داريوش تقی پور ؛ شاهين يوسف زمانی و ... همکاری کردم.

با آرزوی رسيدن به جايگاه حقيقی موسيقی در ايران

 برای آشنائی بيشتر با آقای خليلی ميتوانيد به وب سايت زير مراجعه کنيد

www.Avidagrp.com

 

با تشکر از آقای خليلی که در اين گفتگوی دوستانه شرکت کردند و وقتشان را در اختيار من قرار دادند.

حامد تاج- ارديبهشت ۱۳۸۴

 

...................

 

 

ای آنکه بر بال نشسته ای

ای زيبا

اينجا کسی به تو محتاج است.

(محی الدين بن عربی)

 

بيوگرافی

فروه مخصوص هستم متولد ۱۷ اسفند ماه سال ۱۳۵۹؛ انگلستان.ساکن تهران. در رشته ی معماری تحصيل کردم و  در حال حاضر در همين رشته مشغول به کار ميباشم.

شعر جزئی جدائی ناپذيز از زندگی من

از سال ۱۳۷۸ بود که به طور جدی به مقوله ی شعر و ادبيات پرداختم و شعر جزئی جدائی ناپذير از زندگی من شد. اولين تجربه ی من در شعر؛ کار نيما ئی بود و بعد سر از غزل درآوردم. در غزل آنچه را که بايد از اصول يک شعر می دانستم؛ آموختم و اين مجال مناسبی بود برای پی ريزی انديشه ای هدفمند در مسير سرودن شعر!

ترانه بزرگترين شانس زندگی من برای هميشه و هميشه!

حدود ۲ سال است که در کوچه های روشن ترانه قدم گذاشته ام و اين بزرگترين شانس زندگی من برای هميشه و هميشه است. ترانه يک اتفاق شيرين بود در مسير ادبی زندگی من؛ اتفاقی که با ورودش مرا به فکر کردن درباره ی زندگی انسانها و خواسته هايشان فرو برد و با حضور چشمگيرش؛ فکر و روح و همه ی ابعاد مرا با آنها پيوند داد.

ترانه به وسعت انديشه ی انسانها

ترانه ساده ترين نوع زبان برای صحبت با مردم است. ترانه مختصات خاص خودش را دارد؛ در مجال کوتاه ترانه؛ به اندازه ی وسعت انديشه ی انسانها ميتوان سخن گفت. دايره واژگان در ترانه به اندازه ی محاورات انسانها بزرگ است. انسانهايی که هر يک با لهجه ی خويش سخن ميگويند. ترانه همين لحظه هائی است که از پيش چشمان ما ميگذرد؛ اما می ماند و خاطره ميسازد. ترانه اميدها؛ آرزوها؛ و دردهای مردم را مينويسد؛ بی آنکه بخواهد ادعای شاعری سراينده اش را اثبات کند. ترانه متفکر است؛ و پر است از تصوير و تخيل و عشق! هر چند که ساده و مهربان و صميمی!

ترانه سرا؛ همان که با انديشه ی خويش مردم را مينويسد

تنها نيروئی که مرا وادار به نوشتن ترانه ميکند و لحظه های مرا به احساس کردن و انديشيدن در مورد مضامين تازه ی ترانه می گذراند؛ فضای صميمی و مهربان ترانه است. بر اين باورم؛ ماداميکه؛ انسان قدرت پذيرش يک فضا از خويش را احساس نکند؛ نخواهد توانست در آن فضا زيست کند. هر فضائی انرژی و ظرفيت خاص خودش را دارد؛ فضای ترانه و زندگی کردن در اين فضا نيز شرايط خاصی را می طلبد؛ فضای ترانه آنقدر مهربان و صميمی است که بايد برای ماندگاری در آن مانند خودش رفتار کنی. بايد خودت را در محيط ترانه حل کنی؛ پس از آن آنقدر شيرين ميشود که دل کندن از آن جزء محالات است! وقتی با انديشه و خيال خويش؛ لحظه هايت را با زندگی همنوعانت گره ميزنی؛ ترانه هايت پيش از آنکه خودت را راضی کند ديگران را به وجد خواهد آورد. آن موقع شايد ترانه سرا باشی ! شايد...

اولين گام: شناسائی سطح انتظار  مردم از يک موسيقی با کلام

در طی چند سال اخير؛ با رونق گرفتن فضای مو سيقی پاپ؛ ترانه سرايان به شکلی جدی تر؛ دغده ی سرودن ترانه را پيدا کرده اند. در همه ی عرصه ها و در تمام جوامع؛ در هر حرفه ای و در هر جمعيتی تضادهای گوناگونی به چشم می خورد؛ همينطور تمامی اينها؛ دارای طبقه بندی و دسته بندی های خاص خويش هستند. بر هر صورت در ترانه نيز کيفيتها و طرز فکرهای مختلفی وجود دارد که به همان نسبت؛ گروههايی که در جستجوی ترانه های متناسب با فضای کار خويش هستند می توانند؛ در آخر کار؛ از ميان همين؛ گوناگون ها؛ به خواسته خويش دست يابند. اما آيا اينها؛ همان هائی هستند که مخاطبان انتظار آن را می کشند؟!

شناسائی نياز مردم و سطح انتظار آنها از يک موسيقی با کلام؛ اولين گام برای آغاز يک پروژه ی هنری است. پروژه ای که کارفرمای آن همه ی مردم يک کشورند. از طبقه های گوناگون و با طرز فکرهای متفاوت!. از نظر من اگر عوامل توليد يک آلبوم در ابتدای کار؛ مسير درست خويش را تشخيص دهند و از عناصری بهره بگيرند که در ادامه ی راه آنها را به بيراهه سوق ندهد و همه بر روی يک خط فکری متناسب با نياز آن گروه حرکت کنند؛ مطمئنآ نتيجه ی کار آن چيزی می شود؛ که نويد ماندگاری خواهد داد؛ تا چه پيش آيد!

آنچه که ترانه و ملودی بر سر هم می آورند!

اينکه بخواهم در رابطه با نوع ملودی و موسيقی که خود می پسندم؛ سخن بگويم؛ شايد تنها بتوانم علاقه ی شخصی خودم را عنوان کنم. اما اگر بخواهم از نوع موسيقی که با ترانه ی من تلفيق می گردد صحبت کنم؛ بايد کمی فراتر از علاقه و احساس خود بروم. حقيقت آن است که ترانه های من يا هر شخص ديگری با توجه به جنس زبان؛ نگرش اجتماعی و نوع جهان بينی؛ نيازمند موسيقی خاص خود هستند. و متقابلآ ملودی هايی که متولد می شوند در انتظار کلامی هستند؛ شايسته و بايسته ی خويش! در انتظار کلامی که با قدرت هر چه تمام تر آنها را فرياد کند و مخاطبان خاص خويش را پيدا کند.

از آنجائی که هدف از سرودن ترانه؛ امروزه اشکال گوناگونی پيدا کرده است؛ شايد ديگر نتوانيم با توجه به کارنامه ی کاری ترانه سرايان؛ به ارزيابی نوع موسيقی کارهايشان بپردازيم؛ زيرا گروهی از ترانه سرايان که در اکثريت به سر می برند؛ بدون در نظر گرفتن فاکتورهای زيبائی شناسی و ارزشهای وجودی يک اثر هنری؛ اقدام به واگذاری کارهای خود می نمايند. حال آنکه تصورات من از يک اثر هنری به عنوان کسی که دغدغه ی ترانه در وجودم موج ميزند؛ خيلی متفاوت تر از اينهائی است که امروزه در بازار موسيقی پاپ به چشم ميخورد و عرضه ميگردد. به هر روی؛ هدف من؛ حضور در حيطه ی حرفه ای توليد موسيقی پاپ و ارائه کارهائی است که حداقل به انديشه و شخصيت مخاطبان خويش احترام بگذارد؛ همين!

 

نسل نو پای ترانه در ايران به جستجوی لحظه های درخشان

اين روزها از لا به لای بازار موسيقی؛ ترانه هائی به گوش ميرسد که پشت آنها گاهآ تفکری عميق پنهان است. انديشه هائی که اين قبيل ترانه ها را به ظهور می رسانند؛ به دنبال کشف لحظه های تازه و درخشان در ترانه هستند. لحظاتی که شايد فرصت اتفاق در زندگی هر کسی را پيدا نکنند. اما چه شاد و چه غمگين؛ دوست داشتنی هستند و انکار ناپذير. به هر حال آينده ی روشنی که برای ترانه ی فارسی ايران در پيش است از هم اکنون قابل مشاهده است.

پتانسيل های فکری و روحی نسل نو پای ترانه ی ايران؛ قدرت آفرينش ترانه هائی را دارند که شايد تصور آن هم گاهی سخت به نظر برسد؛ اما اتفاق می افتد و اين اتفاق بسيار خجسته خواهد بود. ذهن آرمانگرای ترانه سرايان امروز؛ از نوشتن ترانه های ماندگار و رويائی دريغ نمی کند.

زبان ترانه های من؛ زبان مادری مردم سرزمين من است!

از اينکه اين فرصت را به من بخشيديد تا برای دقايقی هم که شده شريک لحظه های مخاطبان ترانه باشم؛ سپاسگزارم.

اين مطالب شايد تنها گوشه ای از آنچه باشد که در ماهيت ترانه و ترانه سرايان پنهان است. دنيای ترانه بی انتهاست و من در جستجوی کشف لحظه های بديع در اين دنيای بی نهايتم! و تنها ابزاری که در اختيار دارم انديشه ی من است و زبانی که با آن قادر به تکلم هستم. زبان ترانه های من؛ زبان مادری مردم سرزمين من است!

فروه مخصوص

ارديبهشت ۱۳۸۴

به تو فکر کردن زيباست و اميد آفرين

چنانکه شنيدن ترانه ای زيبا

از زيباترين صدای جهان است!

(ناظم حکمت)

 

کاش از تو می نوشتم

کاش از تو مينوشتم       وقتی ترانه می مرد

وقتی دلم از اين درد       هر روز غصه می خورد

وقتی که بغض با من       تا ابرها سفر کرد

با ديدنت فرو ريخت         آئينه ها رو تر کرد

کاش از تو مينوشتم       اعجاز هر ترانه

مضمون پر طرفدار          احساس شاعرانه

با من به قبل برگرد         تا روزهای رويا

تا دفترای خالی             تا کاغذای تنها

من از تو می نويسم       در يک زمان عقب تر

اينبار سبز و سرشار       تا اوج تا کبوتر

من باورم نمی شد         همبال يک فرشته ام

يک بار ديگه ميگم           کاش از تو می نوشتم

فروه مخصوص

.............

با تشکر از سرکار خانم مخصوص که اين نگارش بی کمک و ياری ايشان هيچگاه امکان نمی پذيرفت.

حامد تاج-ارديبهشت ۱۳۸۴

برای طرح سوالات و نظرهايتان می توانيد با ايميل آدرس  banafshabiggg@yahoo.com با ايشان تماس بگيريد.

 

 

.........................

 

 

.:: مصاحبه اختصاصی یکی از روزنامه های رسمی با بنیامین بهادری اصلی !! ::. 

 

 

مصاحبه اختصاصی با بنيامين بهادری:
 
مقدمه:
 
 در روزهای عيد و حتی در این روزها عملا تريبون موسیقی وپاپ از دست لس آنجلسی ها خارج شده است. در بسياری از جاها مي توان صدا و آهنگ های بنيامين را شنيد. او با آلبومش ،يکباره به اندازه چندين خواننده پر فروش کار کرد و مطرح شد. بنيامين دو ديپلم تحصيلی دارد ديپلم رياضی و انسانی و در رشته دانشگاهی ، مهندس مکانيک قبول شده ، ولی بعد از یک ترم تحصیل انصراف داده و سال بعد ادبیات فارسی را انتخاب کرده  چون با ادبیات و گروه هنر راحت تر است. او با اينکه ترانه سرا است و از 16 سالگی ترانه گفته ولی در اين آلبوم ترجيح داده ترانه ها را به فريد احمدي بسپارد و خودش فقط آهنگسازی کند . او اعتقاد دارد مزه کارتيمي را کم کم دارد ميچشد.
 
بيوگرافی :
 
بنيامين بهادری
متولد: 1361
محل تولد : تهران - خيابان کارون
محل سکونت : سعادت آباد
آخرین فرزند خانواده هفت نفری با سه برادر ویک خواهر
 
خوانندگي را دوست ندارم!
پس از اين كه دو آهنگ بنيامين براي ايام محرم و حضرت اباالفضل العباس(ع) لو رفت و گل كرد،حالا او در روزهاي آخر سال يك آلبوم قانوني دارد. سال 85 با آلبوم 85
 
 
۸ تا قطعه براي چرا و چيه ساختم گل هاي رنگين كمون كه پرفرو ش ترين آلبوم كودك تمام اين سال ها بوده
حميدرضا منبتي - مهدي اميرپور
براي كشوري كه قانون كپي رايت در آن لحاظ نمي شود، قيمت آخرين ورژن ويندوزxp۳۰۰، تومان است، قفل نرم افزارها با استعداد ذاتي جوانان ايراني شكسته مي شود و موسيقي هاي روز، در وبلاگ ها و وب سايت ها به راحتي قابل دانلود است، از هيچ اتفاقي نبايد
شگفت زده شد.
در چنين فضايي، جوانان مستعد كه توانايي حضور و ظهور در كمپاني هاي توليد كاست را ندارند، پشت كامپيوتر خانگي مي نشينند و به مدد نرم افزارهاي نوين تنظيم و ساخت آهنگ، به يك موزيسين خانگي ـ شايد هم زيرزميني! ـ تبديل مي شوند.
خيلي ها همچون مريم دي جي يا محشر، محسن چاووشي، حامد هاكان و محسن يگانه، موسيقي هاي توليدي را روي اينترنت مي گذارند و بدين ترتيب اگر سطح كارشان نزديك به استاندارد باشد يا نوآوري خاصي در كارشان باشد، حسابي معروف مي شوند. با يك جست وجوي اينترنتي، صدها وبلاگ و وب سايت پيدا مي كنيد كه آثار آن ها را ارائه مي  كنند. رضا صادقي هم اين گونه معروف شد و بعد با كسب مجوز، آلبومش فروش بالايي كرد. حالا هم يك خواننده به نام بنيامين با فاصلة زياد نسبت به سايرين، در صدر جدول خواننده هاي محبوب اينترنتي قرار دارد. خواننده اي كه بدون شك، پديدة سال 84 بود و با اين اشاره، شركت ترانه شرقي آلبوم مجازش را روانة بازار كرده تا بازار موسيقي پاپ تكان عظيمي بخورد. آهنگ  هاي نيمه كارة او را تقريبا همه شنيده اند. در تاكسي ها، اتومبيل هاي شخصي، mp3پليرها، ضبط هاي خانگي، كامپيوترها و همه  جا آهنگ هاي او مخصوصا آهنگ هيت دنيا شنيده مي شود. او اكنون يك سوپر استار است در بازار مكارة موسيقي پاپ ايراني. خواننده اي كه نيامده بازي بزرگ را برده است.


با يك آهنگ معروف تو شروع كنيم. يك آهنگ هم كه بيشتر نبود...
دو تا آهنگ بوده. از فرزانگي عاشقانه كه كار خودم بوده، دو تا آهنگ لو رفته. بيشتر هم نيست.
دو تا هم كه آهنگ مذهبي بوده، آره؟
اون آهنگ هاي مذهبي اصلا توي مجموعة ديگه اي بوده. شرايط اش فرق مي كرده. من آهنگ هاي مذهبي رو سال 82 ساختم. اين دو تا رو ساخته بودم و خوندم . هيچ وقت هم مجوز نگرفت. بعد دوتاش اومد بيرون و بعد ظاهرا بقيه اش اومد بيرون. 8 تا كاره كه خواننده اش كس ديگه اي بوده، من آهنگساز اون كارها بودم، اتود خوندم. اين كار عاشقانه هم همين طور بود. يعني من خودم قصد خوندن نداشتم. من فقط آهنگساز اين قطعات بودم، اما كار كه لو مي ره، گل مي كنه.
عاشقانه ها رو هم سال 82 ساختي؟
اين جديده بوده، مثلا. مال تابستان امسال.
براي كي ساخته بودي؟
به من گفتند اسم نبريم كه اختلاف آن جوري پيش نياد.
بعد، وسوسه اش جدي شد كه خودت هم بخوني؟
من هنوزم وسوسه اي ندارم. ولي پيشنهادهايي شد كه اگه خودت بخوني، با اين فضايي كه داري كار مي كني، ممكنه خيلي بهتر شه. چون چند تا آهنگ هم هست كه براي كسي ساخته بودم. طرف اون قدر شبيه فرم من خونده كه براي كساني كه به فرم خوندن من آشنا نيستند، اين ابهام به وجود مي آد كه اين بنيامينه! مثل اون خواننده اي كه هست، MITV هم خيلي پخش كرده، آرسين، ديديد شما؟
آره.
يه مدت به من مي گفتند كه تو رو با اون اشتباه مي گيريم. تو اونو ساختي، اولش به لاتين نوشته: آهنگساز: بنيامين ولي بنيامين رو اون قدر گنده زده و 20 ثانيه هم روش توقف مي كنه كه همه فكر مي كنند خواننده اش هم بنيامينه. ولي نمي دونند كه فقط من آهنگش رو ساختم. خيلي شبيه خونده، البته سر همين جريان، آهنگ هاي ديگه ام رو ازش گرفتم تا اين كار رو نكنه. هنوز هم وسوسه اي ندارم به خوندن.
پس خودت هنوز كليپ نداري؟ اين كليپي كه مي گن به اسم بنيامينه...
نه، همون آرسينه.
حالا براي كس ديگه آهنگي ساختي كه...
براي بهنام علمشاهي كار كردم، براي داوود ناقور هم. البته حالا  اين ها رو ننويسيد كه ببينم خودشون چي مي خوان. دست نگه داريد فعلا، چون ممكنه ازشون بگيرم. هنوز منتشر نشدند.
منتشر نشدند؟
خيالي هست بهنام علمشاهي و يه سري كار ديگه هست، نمي دونم كدومشون منتشر شده ن، چون من كار ترانه هم انجام دادم. ترانه هام بيشتر بوده، ولي باز اون  ها رو هم ننويسيد.
آهنگ هايي رو كه پس مي گيري، مي خواي خودت بخوني؟
نه، روالش تا الان اين جوري بوده كه چون من آهنگ  رو مي ساختم، آزمايشي رويش مي خوندم و مي دادم دست خواننده كه تمرين كنه. اون قدر تو گوششون مي مونه كه مي آن به سمت بنيامين شدن. حالا مي خوام اون هايي رو كه شبيه شده، بگيرم، يه تغييراتي توش بدم كه ديگه اين اتفاق نيفته.
پس ما الان فقط با يه خواننده اي كه موفق شده، طرف نيستيم، بيشتر با يه آهنگساز ترانه سرا مواجه ايم.
آره، كار اصلي ام ترانه بوده و بعد آهنگسازي. ولي الان خيلي تو ترانه دست به عصا راه مي رم. يعني معمولا خودم كار نمي كنم، چون يك استادي دارم به نام فريد احمدي. خيلي كارش خوبه. تمام عاشقانه هاي خودمو از فريد گرفتم. همين دنيا ديگه مثل تو نداره، براي فريد احمديه. وقتي اون كار مي كنه، اون قدر هم محكم كار مي كنه، ديگه ريسك نمي كنم.
شروع ترانه از كجا بوده؟
شروعش از غزل، سپيد. سال 76. 16 سالم بود.
علاقه داشتي به ادبيات؟
آره. هنوز هم به ادبيات خيلي علاقه دارم. تحصيلات ام هم ادبياته. دانشجوي ادبيات فارسي.
آهنگسازي چي؟
آهنگــسازي دســت و پاــ شكســته از ســال
80 ـ 79، ولي حرفه اي تر از سال 82 ـ 81 كار كردم، يه كار كودك انجام دادم. چرا و چيه ، 8 تا قطعه براي چرا و چيه ساختم. گل هاي رنگين كمون. گل هاي رنگين كمون كه پرفرو ش ترين آلبوم كودك تمام اين سال ها بوده. قبل از انقلاب هم چند تا كار بوده. ظاهرا اين پرفروش ترين بوده.

 


آهويي دارم خوشگله تو اين كاست بود؟
اين يه آهنگ قديمي يه كه بازسازي شده. يه آقايي ساخته كه اسمش رو نمي دونم. چيكه چيكه آب تني مال من بود. از ترانه هاي 35 ـ 30 سال پيش. براي عباس يميني شريف بوده، اما بازسازي شده.
پس تازه كار نيستي. چرا بنيامين اين  قدر پشت پرده بوده؟
خودم شخصيت ام اين جوري بوده و هست. ولي الان مجبورم يه جور ديگه  اي كار بكنم. خيلي برام فرقي نمي  كنه كه تو سايه باشم يا تو چشم.
آهنگسازي از كجا شروع شد؟ مدرسة موسيقي؟
نه، ساز مي زدم.
چي؟
گيتار. با گيتار شروع كردم به ملودي ساختن. قبل از اين كه ساز بزنم هم ملودي ساخته بودم. ملودي هايي كه هم خوب بوده و خواننده  هاي خوبي اون ها رو خونده بودن. ولي چون همه نو بودن، مجوز نگرفتن. اگر كارهاي منتشر نشدة الان هم منتشر بشه، ممكنه يه اتفاقي بيفته.
دو تا آهنگ مذهبي و دو تا آهنگ عاشقانه بنيامين همزمان با هم لو رفتند. الان فهميديد كه كار كي بوده؟
هنوزم كه هنوزه، نمي دونم چه جوري بوده. يعني چند تا اتفاق به شكل موازي افتاده، من خودم شك دارم.
كه چي؟
كه اين كار چه جوري لو رفته. چون اين كار اصلا خيلي ناقصه. ته نداره به اضافة اين كه خيلي به صورت ابتدايي خونده شده و كيفيت اش، كيفيت اصلي نيست. وقتي من اين آهنگ  رو ساختم، براي چند خواننده فرستادم كه با صداي اون ها تست بشه. وقتي بخواي روي چند نفر تست بشه، مجبوري بدي چند نفر بخوننش ديگه. حالا از مجاري مختلفي ممكنه لو رفته باشه. اين شكل اصليشه. حالا كي اينو لو داده، از اين افرادي كه اين دستشون بوده، همه مي گن نه. ولي اين امكان نداره. بالاخره يكي بوده. حتي چند وقت پيش از لو رفتن آهنگ ها ماشين نيما وارسته تنظيم كنندة كار را دزديدند. سي دي آهنگ توي ماشين نيما بود.
وقتي فهميديد پخش شده و خيلي هم استقبال شده، ناراحت شديد يا خوشحال؟
من يه سه چهار روزي حالم خيلي بد بود. يعني يه روز كامل هم زير سرم بودم.
از اين كه استقبال مي كردند، هيجان زده شدي؟
خودم حتي الان هم خيلي دلم نمي خواد بخونم. اگر قصد خوندن رو داشتم، خيلي خوشحال مي شدم اون موقع. ولي خيلي كه قصد خوندن نداشتم، فكرش رو هم نمي كردم كه به اين زودي ها بخوام بخونم يا اصلا بخونم.
اگر اين كار رسما مجوز مي گرفت و منتشر مي شد، شايد اين قدر استقبال نمي شد. يه گوشه اي از جذابيت هاش به خاطر اين بود كه دست به دست مي چرخيد.
نمي دونم.
اين اثر كجا ضبط شده؟
اين در ايران ضبط شده.
توي استوديوي حرفه اي بوده؟
آره. وقتي كه اين كار اومد بيرون، نه ميكس شده بود، نه مسترينگ، نه اصلاح صدا. ولي اين نوع موسيقي، موسيقي اي است كه توش، كامپيوتر نقش اصلي رو داره. اين مدل موسيقي، اديت مي خواد. يعني تو اجراي زنده اش معلوم مي  شه.
فريد احمدي همة ترانه ها را گفته يا خودتون؟
فريد احمدي.
همة آهنگ ها رو خودتون ساختيد؟
آره.
ترجيح نمي دي با كسي كار كني؟يعني ترانه اي غير از فريد احمدي؟
نه، فعلا كه خوبه، يعني فعلا كه تا آخرش مي دونم خيلي خوبه.
ممكنه كه بري سراغ نياز بازار؟ الان همه منفي مي خونند. اين كه خدا بزنه تو كمرت!
 
 
يه فيلمي براي من آوردن كه يه جايي است در لس آنجلس و دي جي اون، شب قبلش اعلام كرده كه فردا مي خواهيم بنيامين رو بريم
ببين، ما يه تيم هستيم كه الان داريم كار مي كنيم. يه تيم خيلي كوچولو و به غير از من، اون ها هر كدوم تو كار خودشون حرفه اي ترين ان. تا اون حسي كه خودمون داريم پياده نشه، هيچ  وقت كار نمي كنيم. حالا كار منفي اگه تا حالا انجام نداديم، حتما حسش نبوده. اينايي كه هست، هميناييه كه حس خودمون بوده. چيز اضافي تري نيست. يا اين كه حالا ببينيم شما مي گيد چون استقبال از كارهاي منفي بيشتره، بريم به اون سمت، من خودم دوست نداشتم. مثلا يه شعر آوردن كه كار منفي است كه توش بي احترامي بوده. گفتند برايش آهنگ بساز. ما خواننده اش رو داريم. ولي من زير بار نرفتم. اعتقادي ندارم به اين قضيه. لااقل الان اعتقادي ندارم. اصلا رسيدن و نرسيدن خيلي مهم نيست. اون چيزي مهمه كه تو وجود من و تو وجود شماست.
تا حالا آهنگ هاي لو رفته رو تو ماشين هاي مسافركش شنيدي؟
بله، من معمولا با ماشين خطي و تاكسي و وسايل عمومي رفت و آمد مي كنم. خودم هم ماشين نداشتم تا حالا. خيلي شنيدم؛ تازه من هر وقت سوار تاكسي شدم، يه چيزي جا گذاشتم. حتما يه چيزي جا گذاشتم يا يه اتفاقي افتاده كه لازم داشتم اون راننده رو پيدا كنم.
شايد سي دي رو همين جوري جا گذاشته باشي  ها!
نه، جالب اينه كه از اين نسخه، خودم نداشتم، همين الان هم ندارم.
تا حالا وسوسه شدي جايي بگي كه من بنيامين ام؟
نه، تا حالا كه اين كارو نكردم. ديشب تو يه رستوراني بوديم با چند تا از دوستامون غذا مي خورديم. دنيا ديگه مث تو نداره رو هم هي پخش مي كرد، ول هم نمي كرد. چند بار اونو پخش كرد. بچه  ها گير دادند. گفتم نه، حالا كه اومديم غذا بخوريم، فعلا همه چي آرومه، بذاريد ازش استفاده كنيم.
تو دانشگاه هم نگفتي؟
تو دانشگاه، اون موقعي فهميدند كه اين بنيامين همونه كه آهنگش بيرونه كه من ديگه دانشگاه خيلي نتونستم برم. يعني تو اين دو سه ماه اخير فقط تونستم برم امتحانام رو بدم. چند روز پيش تو يكي از سايت هايي كه دانشجويان دانشگاه ما اداره اش مي كنن، يه خبري زده بودن كه اين بنيامين دانشجوي اين دانشگاه است، مثل يه شبح مي آد و مي ره.
كجا درس مي خوني؟
رودهن.
يه سري خواننده ها هستند كه مي رن كارهاشون رو مجوز مي گيرند و خيلي عادي مي آد بيرون و هيچ سر و صدايي نمي شه. بعضي ها مي رن اول يه كار غيرمجاز منتشر مي كنند، بعد سر و صدا مي كنه و معروف مي شه، بعد دنبال مجوز مي رن.
نه من اينو قبول ندارم. شما كيو مي گيد مثلا؟
خيلي، رضا صادقي مثلا.
رجب پور (مدير برنامه هاي بنيامين): يه چيزي بگم. يه قانوني وجود داره، اون هم اينه كه اگه شما بري كليپ يا موسيقي ات رو قبلا منتشر كني و بعد بخواهي بري مجوز بگيري، اون  ها هم به ات مجوز نمي دن، يادتون باشه. آقاي محسن چاووشي، مثل آقاي رضا صادقي سه سال دويد. سه سال دويد. يعني نگفتن آقا تو مشكي رنگ عشقه رو دادي بيرون، حالا مرسي، بيا ما هم به ات مجوز مي ديم، برو. هنوزم كه هنوزه مشكي رنگ عشقه مجوز نداره. مجوز كنسرت هم نداره. پس اين طور نيست تو اين مملكت. يعني اصلا قرار نيست كه باشه كه اين كار رو بكنند. به تون گفتم كه يه موقع هست كه بعضي از خواننده ها هستن كه اصلا نمي خوان غيرمجاز كار كنن. هزينه ها اومده پايين، بچه پولدار هم تو مملكت ما كم پيدا نمي شه! يه دسته آدم الان مي شناسمشون كه اين كار رو مي كنن.

 

 

 
 
 
 
منتظر نظرات سازنده شما دوستان عزيز هستم


حالا بنيامين چه جوري مجوز گرفت؟
رجب پور: به خاطر اين كه غرضي نبود. غرضي توش نبود، ما نمي خوايم چنين كاري بكنيم. اين كليت موضوع بود. نه، از نظر من هيچ آدم عاقلي، موسيقي رو كه خلق كرده، در طي مراحل مجوزش، منتشر نمي كنه، مگر اين كه فكر كنه اگه بره ارشاد مجوز نمي گيره، به علت ايرادات فني.
بنيامين: البته هر غيرمجازي هم گل نمي كنه.
اسمت واقعا بنيامينه يا از اين اسم هاي ساختگي  يه؟
بنيامين بهادري هستم. شناسنامه ام همراهم نيست وگرنه نشونتون مي دادم.
توي خيابون، عكس بنيامين رو همراه سي دي ها مي دن. ولي هيچ كدام شبيه تو نبودند.
رجب پور: يكي از اين فروشنده ها 15 تا عكس بنيامين داشت. پرسيدم كدوم بنيامينه؟ گفت: هر كدوم رو دوست داري ببر! هر كدوم به صداش مي خوره، ببر. از بچة 15 ساله دارند تا آدم 40 ساله. همه شكلي داره، باريش، بدون ريش،... ولي اسم ها، همه بنيامينه.
بنيامين : آهنگ هاي ديگه اي بوده كه به نام من زدن، ولي آهنگ هاي من رو به نام كس ديگه اي نزدن. مثلا ديشب من يكي از رفقام رو ديدم، گفت من از اين بنيامين حالم به  هم مي خوره. خيلي كنجكاو شدم چرا حالش به هم مي خوره. ديدم گفتش كه: اين قدر بدم مي آد، به ايشون چه ربطي داشته كه شادمهر آدم فروش خونده، اين رفته براش وطن فروش خونده. مي دونيد كه كيه؟ كار عرشياست، به اسم بنيامين اومده بيرون.
ماجراي لو رفتن اون دو تا آهنگ مذهبي چيه؟
دو تا نيست، اون ها تعدادش خيلي بيشتره. اين اثر در قالب يك اثر 8 آهنگي به اسم ماه مهربون به سفارش شركت تعاوني كاركنان سروش ارائه شده كه مجوز نگرفته. روز استوديو من يه درگيري لفظي هم باهاشون پيدا كردم. روزي كه داشتن مستر مي كردن، به خود من نمي دادن. گفتم يه نسخه به من بديد كه گوش كنم، با صداي خودم رو بديد، با صداي خوانندة اصلي تون رو نمي خوام بديد. گفتن: مطلقا نمي شه.
خواننده اش كي بود؟
چون اين اثر با اون صدا هنوز نيومده بيرون، ممكن هم هست كه نخواد بياد بيرون و اين جور مجوز فني هم نگرفته، صداش مجوز نگرفته.
 

اين شايعه كه بنيامين مداح بوده چي؟
اين شايعه بود و بعد عكس روي جلد يك آدم جيگلي بيگلي. مي گفتم آقا چه جوري مي گن اين مداحه. اينو به من بگيد؟
يعني از اين تكنولوژي يه مقدار استفادة مثبت مي شه، بيشترش هم استفادة منفي. پخش غير مجاز اين آلبوم فكر مي كنيد براي فروش آلبوم با مجوزش، تبعات منفي داشته باشه يا مثبت؟
هم مثبت داره، هم منفي. ولي منفي هاش بيشتره از مثبت ها. مي دونيد چرا؟ الان او ن هايي كه چند ماهه دارن اين كار رو كپي مي كنن، مسترشون عوض مي شه، اصلي رو كپي مي كنن. دوم اين كه شما چند بار مي ري از جيب مبارك تون پول خرج مي  كني و يه آهنگ مي خري؟ مثلا شادمهر 4 تا آهنگ خونده و بقيه هم خوندن و آهنگ  ها شون رو زدن تنگش، گفتن اين آلبوم شادمهره. ولي وقتي يكي ببينه كه آهنگ هاش جديده، خب مسلما مي رن اونو مي خرن.
رجب پور: يه موضوعي هست، تجربه هاي قبلي ما هم هست ديگه. ما خواننده هاي ديگري هم داشتيم كه اگر قرار بود پارامتر مثبتي داشته باشه، آلبوم هاي ديگر من هم لو مي رفت.
بنيامين: شما اين كارا رو تو ماشين شنيديد؟
خيلي. خيلي.
بيشتر چه سني، چه گروه سني، از اين كارا استقبال كردند؟
جوون ها. معلومه ديگه. خودت ديدي آدم مسني اين آهنگ ها را گوش كنه؟
آره. مثل انتخاب ماشينه. كسي كه بنز سوار مي شه، حتي اگه هفتاد سالش هم باشه، جوونه. يكي از دوستانم به ام مي گفت كه خوب شد دانشجوهاي رودهن تا الان نمي  دونستن كه اين بنيامين دانشجوي رودهنه. اگه مي  دونستن، خيلي اتفاق بزرگ تري ممكن بود بيفته. چون اكثر دانشجوهاي رودهن تو تهران ليدر جوون ها هستن. معمولش اين جوريه. گفتم شايد اين شانس ما بوده.
الان از اجراي زنده خيلي حرف زدي. فكر اين هستي كه كنسرت اجرا كني؟
من به اين چيزها نمي تونم فكر كنم.
به هر حال تصميمش هست يا نه؟
من كلا خوانندگي رو دوست ندارم، آهنگسازي رو بيشتر دوست دارم. ولي ديگه اگه الان قرار باشه به اجراي زنده، ديگه اين تصميمات مدير برنامه ست كه چي صلاح بدونه.
رجب پور: من معتقدم كه تهيه كنندگي به اين نيست كه خواننده اي يك اثري رو ضبط كنه، بياره به يه آدمي و بگه تو اينو ببر بفروش. اين مي شه دلالي. از اين كار من بدم مي آد كه فقط از حاصل زحمت يه كسي پول دربيارم.
همين كاري كه الان قراره از كار بنيامين منتشر بشه، ما هم گوش داديم، گفتيم بنيامين اگر اين اتفاق بيفته خوبه ها. نظر داديم، ما نمي تونيم بگيم حتما شما اين كار رو بكنيد. فكر كردن، بعضي ها شو انجام دادن، بعضي ها شو انجام ندادن. گفته بوديم آقا اين كارا اين  طوري شد، بهتر نيست؟ نمي گيم كه حتما اينو از ته ورداريد بذاريد اول. نه.
براي آلبوم بنيامين گفتيد كه اين طوري بساز؟
رجب پور: نه. چون خودش كارش آهنگسازي بوده، توي كار، وقتي كار تموم شد، ما دو سه تا اظهار نظر كرديم. و اصلا هم دوست ندارم بگم چي. ولي من ديدم كه مردم ما اگه اينو اين جاش رو تغيير بديم، به ذهن مردم ما بيشتر خوش خواهد اومد. ما هم دوران جواني رو گذرونديم، ما هم هنوز خيلي ازمون نگذشته ديگه.
آلبوم كه مي خواد به بازار بيايد، سبكش چه جوريه؟
يكيشو شنيديد، تلفيقي از يك حس مشرق زميني با استفاده از ابزار مدرن.
هر 8تاش همين جوريه؟
۹تاست. اگه وقت داشتم، اين هم مي شد 12تا. تو اجرا مي توني با تعداد قطعات بيشتر، تعداد بيشتري آدم جذب كني. چون هر كدوم يه سري طرفداردارن.
كليپ مي سازي؟
حتما.
كجا پخش مي شه؟
رجب پور: هر جا بشه.
نمي ترسي تأثيرات منفي داشته باشه؟
از مجاري اي كه...
قانوني.
مجاري اي كه غيرقانوني نباشه، نه، قانوني باشه. چون مجاري قانوني نداريم. هر موقع شما تونستيد ماهواره رو تو جامعه ما توجيه كنيد، من هم به ات مي گم كه چي غيرقانونيه.
MITV كه قانوني هست.
ولي من كارم رو تو اون، پخش نمي كنم.
پس چه مجاري قانوني ديگه اي؟
چيزهاي ديگه اي هم وجود داره. من كارهامو توليد مي كنم، سي دي مي كنم و مجاني مي دهم به مردم.
بنيامين تو خارج از ايران هم برد داشته ؟
آره.
اولين جايي كه فكر كنم برسه، دوبي است. مثل تهرانه ديگه.
دوبي كه سيتي سنترش، ميلاد نوره.
تا كجا رسيده، تا لس آنجلس رسيده؟
يه فيلمي براي من آوردن كه يه جايي است در لس آنجلس و دي جي اون، شب قبلش اعلام كرده كه فردا مي خواهيم بنيامين رو بريم و فيلم كاملش رو دارم و برام جالب بود كه اون جا اين كارو مي كنن.
بنيامين چند سالشه؟
متولد شهريور 1361 تهران. دانشجوي ادبيات. دوتا ديپلم دارم، ديپلم رياضي فيزيك و ديپلم انساني.
تحصيلات موسيقي چطور؟
نه. ولي خب استاد خوب داشتم. خودش گفته اسمش رو نگم وگرنه مي گفتم.
دوست نداره اسمش رو بگي؟ يعني چي؟
چند روز پيش به من گفت اگه خواستي به من لطف كني، يه چند وقتي اسم من رو نيار. يه مشكل شخصي دارم.
آدم سرشناسيه؟
بله.
آلبومت پيش از عيد درمي آد. احساست؟ استرسه؟ هيجانه؟
دوست ندارم. من خودم شخصا اين شرايط رو دوست ندارم. مثل انفجاريه كه من خودم هم خبر ندارم. چون هيچ حسي هم نسبت به اش ندارم. يا مثل زلزله ست كه مي گن دو روز ديگه مي خواد زلزله بياد، شما هم شرايطش رو نداري كه از شهرت خارج بشي. يا بگن تا اون جايي كه تو مي خواي بري، زلزله مي ياد. پس همون حدسي كه شما راجع به اون داريد، من هم دارم. براي من چيز خوشايندي نيست.
امكان داره اين آلبوم كار آخرت باشه؟
من خودم كه دوست دارم اين آخري رو.
اسم آلبوم؟
۸۵.
حامد تاج

[ Home| Archive | Email ]

:: Weblog Menu ::
+ خانه+
+ مطالب قبلی +
+ تماس با من +
........................................
:: Hamed Y! ID ::

hamed_loool
:: Faezeh Y! ID ::

niloufarin_80
........................................
:: LOGO ::

ستارگان موسیقی ایران


........................................
:: Links ::
وبلاگ ديگر من
پیله های شیشه ای
مانی رهنما
خانه ترانه
سیامک عباسی
میثم یوسفی
کوروش سمیعی
مهرداد شهسوارزاده
احمد احمدی
بهاره مكرم
ترانه مكرم
بابك صحرايي
مجيد ضرغامي
مهرنوش چرمچي
آهنگها دات کام
پلک
بت صورتی
مانی موزیک
بچه محل
بامداد بامداد
افشين سياهپوش
حامی
کیوان جهانشاهی
بهرنگ قدرتی
بم آهنگ
المیرا آقازاده
Beethovenmc
Beethovenmb
.........................

حامد تاج

Evanescence Music

بابک ریاحی پور

ماني رهنما

حامی

حمید خندان

شاهكار بينش پژوه

کاوه یغمایی

میرا

راز شب

پویا نیکپور

آریو حبیبی

بهزاد میرخانی

پیمان نیکسار

کامیل یغمایی

حامد مقدم

فرمان فتحعليان

ایلیا منفرد

O-hum

نشر هرمس

آوای باربد

Beethoven MC

دارینوش

Kavir Band

هفت سنگ



بنیامین بهادری

احمد احمدی

ترانه شرقی

گروه آریان

Logo Papionz

کیوان جهانشاهی

حامی

بم آهنگ

فريدون فروغى

داریوش تقی پور

هنر و موسیقی

هادی پاکزاد

........................................
:: Stats ::

Copyright© : 2004 - 2008 Iranian Music Stars
Design : Hamed Taj
Powered By : www.persianblog.ir
www.music-stars.persianblog.ir