كياوش صاحب نسق ؛ هنريک ناقي و رامين بهنا ؛ فرمان فتحعليان ؛ اخبار بهمن ماه

سلام دوستان عزيز.

بدليل اينکه هنوز مطالب معرفي هنرمنداني که قرار بود باهاشون مصاحبه انجام بگيره آماده نشده آن هم به اين دليل که اين عزيزان مشغول آماده کردن آلبومها و امور کنسرت و موسيقي فجر هستند تصميم گرفتم تا آماده شدن اين مطالب يک پست جديد انجام بدم و شما را با چند تن از موسيقيدانان کشور آشنا کنم و همچنين اخبار موسيقي بهمن ماه را به اطلاع شما برسونم.

البته چند روزی هست که تلاش ميکنم اين پست را انجام بدم ؛ اما پرشين بلاگ ايراد داشت.

۱.مصاحبه با آقاي کياوش صاحب نسق

۲.معرفي آلدوش آلپانيان و داوود آژير دو تن از موسيقي‌دانان خوب و قديمي راک

۳.يک کنسرت پاپ حسابى ( رامين بهنا و هنريک ناقي و ...)

۴.کنسرت فرمان فتحعليان

۵.اخبار بهمن ماه

 

........................

 

مصاحبه با کياوش صاحب‌نسق

س: آقاى صاحب نسق لطفاً خودتان را براى ما معرفى كنيد. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

كياوش صاحب‌نسق هستم. فارغ‌التحصيل رشته آهنگسازى از دانشگاه هنر و موسيقى گراتس (اتريش) متولد سال ۱۳۴۷ (تهران).

 

س: شما اين‌بار، علاوه بر تجديد ديدار، براى برگزارى يك كلاس با عنوان «آهنگسازى در قرنى كه گذشت» به تهران آمديد. لطفاً كمى در باره اين كلاس و علت برگزارى آن براى ما توضيح بدهيد.

من از بين همين بچه‌ها بيرون آمدم و كمبود نسل خودم را خوب مى‌دانم. متاسفانه بچه‌ها در زمينه آهنگسازى نسبت به بعضى مقولات كملطف و بى‌توجه هستند و در حقيقت به بعضى مطالب خيلى توجه شده و به برخى ديگر اصلاً توجه نشده كه اين مشكل را هم از جانب اساتيد موسيقى نمى‌دانم.

 

به طور مثال وقتى كه بچه‌ها براى امتحان آهنگسازى به گراتس مى‌آيند بايد پارتيتور آنها حداقل امكانات اطلاعاتى و ارتباطى را با پروفسورى كه قرار است در باره كار آنها قضاوت كندبرقرار كند كه ما حتى آن حداقل را هم در كار بچه‌ها نمى‌بينم و آنها بيشتر با مسائل تئوريك درگير هستند و اين ابزار و رسم‌الخط در بچه‌ها درست شكل نگرفته و يا با آنها درست كار نشده. به طور مثال، اگر صحبت از موسيقى مدرن مى‌شود بچه‌ها هنوز درگير سيستم ۱۲ نتى هستند و يا اگر صحبت از مقوله موسيقى كلاسيك است آنها هنوز به فكر هارمونى و كنترپوان هستند. اگرچه بايد اين مطالب ياد گرفته شود اما آنها تنها جزء بخشى از تاريخ موسيقى هستند كه ما بايد گذرى با آنها برخورد كنيم و آنها را تجربه كنيم و جلو برويم و براى خلاقيت‌هاى جديد و ماهيت‌هاى فكرى تازه اين نظم را كنار بگذاريم و به مسائل جديد بپردازيم.

 

هدف من از برگزارى اين سمينار يك برخورد بود با مهمترين جزء يك ساختمان موسيقيايى. من كار را از پله يك «صوت موسيقى» آغاز كردم و سعى كردم از اوايل قرن ۲۰، تعريف صوت موسيقى را از زبان آهنگسازان مختلف، به بچه‌ها ارائه بدهم و در كنار آن به آهنگسازانى بپردازم که هدف آنها تنها حركت در مسير صوت موسيقى بوده اما با مصالحى مختصر و اين كمترين مصالح تنها يك نت موسيقى است.

 

س: يعنى در حقيقت شما مى‌خواستيد بچه‌ها با كمترين امكانات بيشترين بهره را بگيرند.

بله، دقيقاً. وقتى من مى‌گويم «يک نُت موسيقى» هنرجو اولين فكرى كه مى‌كند اين است كه من با اين يك نت چه كار مى‌توانم بكنم. و اين مسائل در ذهن هنرجو شكل مى‌گيرد كه من مى‌توانم ديناميك (شدت صوتى) حالت و نوانس اين نت را تغيير بدهم، با سازهاى مختلف آن را اجراكنم. حال اجراى نت بايد به چه صورت باشد، اگر ساز زهى است، آرشه را كجا قرار بدهم تا دقيقاً به ماهيت اين صوت موسيقى نزديك بشوم، من هيچ امكان ملوديكى در كارم ندارم و تنها يك نت در اختيار دارم و تنها مانور من در كار اين است كه مى‌توانم حركت اكتاو داشته باشم و يا ربع پرده و يايک دوم پرده بالا و پائين بروم. براى اينكه آنها با اين مسئله ارتباط بيشترى برقرار كنند مثالى از شلسى براى آنها گذاشتم كه بچه‌ها پارتيتور را نگاه مى‌كردند و سه يا چهار صفحه فقط روى يك نت مى‌چرخيد اما موزيك وجود داشت. يعنى از حيث زيبايىشناسی موسيقى اثری بی نقص بود!

 

من كلاس را به دو بخش تقسيم كردم و بخشى را اختصاص دادم به كار دستى بچه‌ها . اين تمرين‌ها را به قول عوام در هيچ دكان و بقالى‌اى نمى‌توان پيدا كرد! ايده اين تمرين‌ها از خود من بود و بر مبناى شرايط و حال و هواى بچه‌ها آنها را مطرح كردم. به طور مثال، قرار شد كه يك بار يك كار بنويسند با يك نت با مشخصاتى معين، دفعه بعد از آنها خواستم كه از روزنامه دو خط پيدا كنند و ريتم آن را بنويسند. اشتباهى كه اكثر بچه‌ها مى‌كنند، و من هم دنبال همين اشتباهات هستم، اين است كه بنابر اطلاعاتى كه بچه‌ها بر اساس كسر ميزان و تقسيم‌بنديهاى ريتميك دارند، دوست دارند كه اين جملات را در يك قالب ريتميك جا بدهند، در صورتى كه منظور من تنها يك ريتم طبيعى كلام بود . به آنها گفتم كه ما اگر بتوانيم كلام خود را كه جزء روزمره زندگى ما محسوب مى‌شود روى كاغذ بياوريم اين مجموعه بهترين مصالح را براى كار آهنگسازى ايجاد مى‌كند.

 

و اين شد كه خود آنها با اين مسئله درگير شدند و نتيجه هم گرفتند. در ضمن مى‌خواستم آنها به فكر فرو بروند تا به مشكلات و كمبودهاى خودشان پى ببرند تا بعد بتوانند به نوشتن يك قطعه مستقل بپردازند. اما اين برنامه كلاس آهنگسازى نبود. من اعتقادم هنوز منطبق بر اعتقاد خيلى از كسانى است كه آهنگسازى را در ايران بصورت آكادميك درس مى‌دهند (البته اگر آهنگسازى درس‌دادنى باشد)، به اين معنى كه حتماً طبقه‌هاى اول تئوريك بايد كامل شود و بايد بچه‌ها با اين ابزار آشنا شوند و انعطاف اوليه را به دست آورند و بعد وارد اين مقولات شوند. اين نتيجه وقتى به دست مى‌آيد كه ما زياد موزيك گوش كنيم، پارتيتور زياد نگاه كنيم، در ارتباط با فلسفه فكرى آهنگسازان صحبت و بحث كنيم، و تكنيك‌هاى جديد اجرايى آنها را نمايش بدهيم. معلم فقط راهنمايى است كه وقتى شاگرد در يك لبه لغزان در حال حركت است، ضربه‌هايى را از دو طرف به او وارد مى‌كند كه او از آن مسير نيفتد.

 

س: شما به اين نكته اشاره كرديد كه «آهنگسازى اگر درس‌دادنى باشد»، پس اگر آهنگسازى درس‌دادنى نيست يك فرد علاقمند با چه ابزارى مى‌تواند به اهداف خود برسد؟

اين سئوال بزرگى است كه هميشه پيش مى‌آيد و هيچ وقت هم دو جواب مشابه براى آن پيدا نمى‌كنيم. نظر شخصى من اين است كه اگر چه استعداد نقش مهمى را ايفا مى‌كند اما در حقيقت اين شامهآهنگسازى داشتن مهم است. تو مى‌توانى آدم با استعداد، با پشتكار و يا با سليقه‌اى باشى و آهنگساز باشى و هر سه شدنى است. اما در درجه اول پشتكار و يك برنامه‌ريزى صحيح مطرح است، چون اگر كسى واقعاً مىخواهد در اين راه قدم بردارد بايد خودش را مجبور به نوشتن كند و آن حريم‌هايى را كه در ارتباط با خودش قائل شده بشكند و شروع كند به قدم برداشتن (اين مسئله حتى در مقوله نوازندگى هم صدق مى‌كند. ما وقتى كه با ساز خود فاصله داشته باشيم نمى‌توانيم احساس خودمان را آن طور كه مى‌خواهيم بيان كنيم)، و سپس با پشتكار خود و سليقه‌اى كه از شنيدن و ديدن كارهاى ديگران به دست‌مى‌آورى (و نيز استعدادى كه براى تو تعيين‌كننده است در ارتباط با انتخاب بهترين شكل ممكن از يك مجموعه ) قطعه‌اى را ارائه بدهى كه تو سازنده آن بودى. من اگر بگويم كه من براى شما كلاس آهنگسازى مى‌گذارم كه پس از يك سرى تعداد جلسات شما مى‌توانيد فلان قطعه يا فلان فرم را بنويسيد، اولاً به نوعی دروغ گفته‌ام و از طرف ديگر من به اين موضوع اعتقاد ندارم كه بچه‌ها بايد اين فرم‌ها را تجربه كنند تا بعد بتوانند به نوعى كه خودشان علاقمند هستند آهنگسازى كنند. در حقيقت من هيچ نيازى نمى‌بينم كه آنها حتماً بايد به فرم سونات قطعه‌اى بنويسند تا بعد بتوانند قطعه‌اى را بنويسند كه به سونات هيچ ارتباطى ندارد. چون ما عادت داريم تا زمانى كه زير پايمان سفت است در آن محدوده به راحتى حركت مى‌كنيم ولى وقتى به جايى رسيديم كه آن استحكام قبلى را ندارد دوباره برمى‌گرديم به همان كاشى‌هاى سفت و دوباره به آن سيستم آكادميك قبل برمى‌گرديم، كه قاعدتاً از يك نقطه‌اى به بعد بايد متلاشى شود و دوباره ساخته شود چون ذهنيت فكرى ما بايد به صورت آزاد جلو برود.

 

س: روند پيشرفت كلاس نسبت به انتظارى كه قبل از شروع كلاسها داشتيد در اين مدت چطور بوده؟

برنامه‌ريزى فرهنگسرا خيلى خوب بود و هر چيزى كه احتياج داشتم را در اختيار من قرار دادند. نگارخانه را در اختيار ما گذاشتند كه خودحال و هواى خوبى داشت. تعداد شركت‌كننده‌ها از انتظارى كه من داشتم كمتر بود، و آن هم نسبت به شناختى بود كه من از بچه‌هاى علاقمند در سطح شهر داشتم. شايد هم يك مقدار توقع من نسبت به ذهنيتى كه دو سال قبل از اين بچه‌ها داشتم بيش از حد بود. الان خيلى از آنها جايگاه خودشان را در زمينه موسيقى پيدا كرده‌اند. حالا چه در صحنه و چه در پشت پرده. البته حدود هشت نفر آمدند پيش من و از من درخواست كردند كه اين كلاسها را دوباره داشته باشند در نتيجه قرار بر اين شد كه اين كلاسها حالا يا در فرهنگسرا و يا در يك آموزشگاه به نام فرهنگ برگزار بشود اما به صورت هر روز و پشت سر هم نه يك روز در ميان.

 

س: برخورد بچه‌ها با اين كلاس به چه صورت بود؟

بچه‌ها خيلى علاقه نشان دادند. با وجود اينكه همه آنها موزيسين حرفه‌اى نبودند يا حداقل دانشجو نبودند ولى تقريباً همه توانستند با كلاس ارتباط برقرار كنند. يك يا دونفر از آنها در تمرين‌ها خلاقيت‌هاى جالبى نشان دادند تا جايى كه، شايد با توجه به صحبت‌هايى كه من با آنها كردم، نوشته‌هاى آنها ابتداى دو يا سه صفحه‌اى از يك قطعه موسيقى شد و جاى خوشحالى براى من داشت. نكته جالب ديگر اين

/ 7 نظر / 19 بازدید
saeedeh shahrabi farahani

vaghean khaste nabashi !

esfand

آقا خبر موثق داری که ميلاد زنده نام گيتاريست گروه پژواک باهاشون هنوز همکاری ميکنه يا نه؟؟؟؟

Pouya Nikpour

salam hamed jan. tashakor az in tavajoh va zahmati ke dari mikeshi. omidvaram ke dar ayande in site rooz be rooz bozorg tar va por bar tar beshe. khoob kesani ro entekhab mikoni chon hamashoon vaghean behtarin ha hastand. be har hal khaste nabashi va keep go on.!!

Ac

سلام ..... واقعا عاليه ... همه چيز در بهترين هست .... اطلاعات مفيد و کامله... موفق باشی

eghlima

سلام . مطالب جالبی بود و ممنونم که به موج موسيقی سر زدی . موفق باشی

Hamed moghaddam

سلام حامد جان. دستت درد نکنه واقعا.موفق باشي.